((ازیــــــــــ اد رفـــــــــ تـــــــــ ه))
|
||
پنج شنبه 16 تير 1390برچسب:, :: 18:30 :: نويسنده : amir325
دفتر عشق که بسته شد دیدم منم تموم شدم خونم حلال ولی بدون به پای تو حروم شدم اونی که عاشق شده بود بدجوری تو کار تو موند برای فاتح دلت حالا باید فاتحه خوند تموم وسعته دلو به نام تو سند زدم غرور لعنتی می گفت بازی عشقو بلدم
از تو گله نمی کنم از دست قلبم شاکی ام چرا گذشتم از خودم چرا غرق تاریکی ام دوست ندارم چشمهای من فردا به آفتاب وا بشه چه خوب می شه تصمیم تو آخر ماجرا بشه دست و دلت نلرزه بزن تیر خلاصو
از اون که عاشقت بود بشنو این التماسو &p_id=1717" target="_blank"> ![]() نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان |
||
![]() |